الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

86

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

ارتباط تشكيل اين عالم به ارادهء فاعل مختار ، چنين اشكالى طرح مىشود : يا اين است كه احتمال تصادف را مطلقاً مردود مىدانيم و هيچ حادثه‌اى را بدون علّت نمىشماريم - چنان كه حقّاً همين‌طور است و تصادف را نمىتوانيم معقول بگيريم - كه در اين صورت ، حساب احتمالات معيار نيست ؛ يا اگر احتمال تصادف را معقول و منطقى شمرديم ، هرچه به واسطهء كثرت احتمالات ، احتمال وقوع خصوص يكى ضعيف شود ، ساير احتمالات نيز در ضعف ، مساوى با آن خواهند بود و بنابراين هر يك از صورتها و شكلهاى محتمل كه صورت مىپذيرفت همان احتمال يك در هزار يا در صدهزار يا در ميلياردها احتمال و بيشتر صورت وقوع مىيافت . همچنين نسبت يكى از احتمالات به احتمالات ديگر ، موجب ضعف احتمال تصادفى بودن آن نمىشود و تصادفى نبودن آن را نسبت به احتمالات ديگر كه واقع نشده‌اند ، ارجح نمىسازد . و بالأخره وقوع يك تصادف احتمالى از بين ميلياردها تصادف احتمالى ديگر ، تصادف آن را نفى نخواهد نمود ، بلكه اگر ما بخواهيم در كارى اقدام كنيم كه موفقيت احتمالى ما در آن مثلًا يك در هزار يا در ميليون و ميلياردهاست ، هرچه احتمالات بيشتر شود ، احتمال موفقيت ما ضعيف خواهد شد تا حدّى كه اقدام ما غيرعقلايى مىشود . پاسخ اشكال اين است كه : اوّلًا : آنچه موجب رفع احتمال تصادف مىشود اين است كه تصادف در احتمالاتى كه نمىتوان آن را حاكى از اراده و قصد و شعور دانست ، قابل قبول است امّا در پديده‌هايى كه به حسب نوع ، بدون قصد و شعور واقع نمىشود و در امثال و نظاير آن هرچه ديده شده ، دلالت بر قصد و شعور مىنمايد ، احتمال تصادف ، غيرعقلايى است . به عبارت ديگر آنجا كه بين